تبليغاتX
اسماعیل آباد

وب نوشته های اسماعیل مهران فر

 مقاله ای از دیگرها - پیرامون پست مدرن

 

 

مقاله ای از دیگرها

 

 

ویژگی ادبیات اروپای پس از جنگ ، چندگانگی سبک ها ، مکاتب و انواع ادبی بود . از رئالیسم جادویی نویسندگانی چون گونترگراس و سلمان رشدی گرفته تا تئاتر پوچیِ ( absurd  ( یونسکو و ژان ژنه و ادبیات اعتراض سیاسی ( political )  که نویسندگان کشورهای بلوک شرق : میلان کوندرا ، واسلاو هاول و زبگنیف هربرت نمایندگان آن بودند . اینگونه های ادبیات ، به رغم تفاوت های آشکار در اهداف و درون مایه ها ، در رهیافت ادبی مشترک و زیبایی شناسی رایجی به هم می رسیدند که بعدها به نام پست مدرنیزم شناخته شد . نخستین بار این اصطلاح در ایلات متحده و نه در اروپا در جمع منتقدانی به کار رفت که می کوشیدند تا میان فرهنگ والای مدرنیزم و زیبایی شناسی تجربی ، مینی مالیست و خود بازتابنده ( self reflexive ) دوران معاصر خط فارقی بگذارند . آرای عمده ی این دوران از آنِ ایهاب حسن ، لسلی فیدلر ، جان بارت و ایروینگ هاو بود .

اینها را که گفتیم آیا واقعا به نقاط زایش نمی توانند اشاره داشته باشند پیدایش ها معمولا دگرگونگی ها و از بین و میان رفتن هایی را به همراه دارند که اسم این مقوله را گاهی به انقلاب نیز تعبیر می کنند پیدایش جنبش یا مکتب یا اصل پست مدرن نیز همراه زایش و تولد ، اصولی را زیر پا گذاشته و اصولی را نیز همراه خود به اعتلا از نظرگاهی و به انتها از نظرگاهی دیگر رسانده است .

ادبیات مورد نظر نظریه پردازان پست مدرنیزم هر نوعی از تفاوت در حیطه ی زیبایی شناسی را منکر بود . ساختارهای تکه تکه ، روایت های از هم گسیخته و اپیزودیک و شیوه هایی از شخصیت پردازی را پیشنهاد می کرد که در آنها از وحدت روان شناختی و تشخص های یک دست مبادرت می ورزیدند . این ادبیات خالی از توهماتی بود که پایان عمر ادبیات مدرنیته ی اروپا را ندا دهد . بی تردید ادبیاتی زایا بود و به گفته ی بارت : گونه ای حال و هوای مکاشفه گون داشت . سترونی ، رخوت و سکون ، استعاره های انتقادی متناسب با چنین ادبیاتی بودند . گونه ای نفی سازنده که به نقیضه پردازی برای خویش ، تخریب خویشتن و تعالی نفس می انجامید . نظریه پردازان آمریکایی لصول نظری ادبیات پست مدرن را بر شالوده ی نوشته های عده ای از فیلسوفان اروپایی ، نظریه پردازان فرهنگ ، منتقدان ادبی و زبان شناسانی چون رولان بارت ، زاک دریدا ، ژان بودریار بنیان نهادند . در آثار آنان که عمیقا ریشه در فلسفه ی نیچه و هایدگر داشت شماری از موضوعات محوری نگرش پست مدرن به روشنی بیان شده بود . مسائلی در رابطه با از بین رفتن تمایزهای میان فرهنگ والا و فرهنگ توده ای ، سرشت ناپذیرفتنی الگوهای دوران روشنگری همچون خرد عام نگر و اندیشه ی کلام محور ، مسائلی درباره ی روابط پیچیده میان اراده ی فردی و مباحث تعیین کننده ای چون زبان و ایدئولوژی .

فردیناند دو سوسور نیز در کتاب دوره ی زبان شناسی عمومی ( 1916 ) بر سرشت قراردادی و غیر انتخابی زبان تاکید داشت . نویسندگان آن دوران ، از هم ذات پنداری سیاسی قرن نوزدهمی با واقعیت و خط مشی آن ، بر گذشتند و نگاهشان به حوزه ی فرد و شیوه های عمل امیال معطوف شد . برای نمونه به آثر کارتر می توان اشاره کرد که منجر به ابهام زدایی از کلیشه هایی شد که روابط جنسی را فرا گرفته بودند و مانع از درک رابطه ی راستین میان انسان و هم نوعش می شدند .

پست مدرنیزم در اروپا نشانگر یک فاصله ی انتقادی فراخ تر نسبت به سطوحی است که زیبایی شناسی آمریکایی آنها را ستایش می کند . تفاوت این دو رویکرد به مسائل زمان ، فناپذیری و تاریخ است ، فرهنگ پست مدرن در آمریکا محصول فلسفه و شیوه ی زندگی مبتنی بر ((اکنون مداری)) است . ژان فرانسوا لیوتار یکی  از اولین ناظران بر این جریان بر این باور است که (( پست مدرنیزم ترکیبی متناقض از گذشته و آینده است که در آن گذشته و آینده در  پرانتز قرار می گیرند به گونه ای که بافت زمان حال با دانه های درشت نمایان می شود )) . این تناقض گاهی گام خود را فراتر نهاده و کاملا تبدیل به به یک تضاد محض و دورنی می شود به طوری که خود را به رخ تمام شباهت ها کشیده و در قالب یک اتفاق از پیش تنظیم شده و نشده بروز می دهد . پست مدرن را در تلقی دیگر روشنفکران نیز بررسی نموده و به نتایجی رسیده اند که البته این نتایج هیچ گاه به طور عمده نتوانسته اند  باری از دوش مکتب بردارند . مقاله را به سمتی از پست مدرن می بریم که ضمن یک بررسی رفتارشناسانه و نظام مند به دگرگونگی هایی که در آن موقعیت انجام پذیرفته برسیم و نتایج تازه تری را محقق کنیم و یا پارادوکس .

گفتیم که ناپایداری ها در ساختار و روایت و گسیختگی های معنا دار و همچنین تاویل پذیری در متن  ، هر کدام یکی از اصول اولیه ی ادبیات پست مدرن هستند که از این قسمت به بعد سعی می شود با نگاهی که به بزرگان این عرصه می شود این موارد را مورد بررسی قرار دهیم . به اعتقاد لیوتار ، زبان شناسی ساختاری فردیناند دو سوسور نمونه ی بارز فرآیند گفتمانی کردن فضای متنی به شمار می رود که تمام آثار زبانی را به معانی ایجاد شده در جریان بازی بین دال ها تقلیل می دهد . حال این دالها در یک ساختار تهاجمی که به سمت معنا ایجاد شده ، در یک وحدت همه جانبه ساختاری در راستای این هدف ( رسیده به معنا ) ایجاد کرده و در یک شکاف بینامتنی به تاویل و یا همان معنا پذیری در سطوح مختلف می رسند .سوسور زبان را بازنماییِ زبانی بر حسب جدولی از عناصر متضاد می داند که زبان را تشکیل می دهند . در حوزه ی فضای تصویری ، نظم و تناسب پرسپکتیو رنسانسی نوعی تقلیل گفتمانی موازی و همسو را اعمال می کند . تقلیل امر مرئی ( the visible ) به امر قابل عرضه یا قابل باز نمایی . بازنمایی واقعیت ها در یک فضای غیر مرئی و ارائه ی آن به صورت امری که مرئی و به عبارتی عینی در یک فضای متضاد و پارادوکسی که در آن ایجاد می شود متن را به زبانی که مرکز مدار است رهنمون شده و معنای جدیدی در یک بافت کاملا مرئی و عینی ایجاد می نماید . به این ترتیب قاعده ی گفتمان به زعم لیوتار عبارتست از ادعای به ترتیب در آوردن وجود به مثابه ی ساختار تاویل و ارائه یا تعیین هویت هستی شناسانه یا همسان انگاری و یکی گرفتن وجود با هستی بر اساس امر قابل باز نمایی ، از طریق ایجاد و برقراری حاکمیت انحصاری شبکه ی تقابل ها و تضاد های موجود بین مفاهیم و دال هاست .

امری که زبان را وادار به هستی یا وجود می کند پارادوکس پذیر است و این پارادوکس که در خود چندین امر عینی و انتزاعی را یک جا دارد در جهت رسیدن به تاویل که آن نیز خود نوعی عدم قطعیت در متن را به همراه دارد عمل می کند . 

یکی دیگر از ویژگی های توصیف لیوتار راجع به دغدغه ی پست مدرن عبارت از مقابله ی روایت های خرد و روایت های کلان است .

به اعتقاد وی فرا روایت می تواند بر کلیه ی روابط فائق آمده ، چه در مورد پسرفت بشر بوده باشد چه در مورد پیشرفت و جز از این . به لحاظ معرفتی نیز فراروایت مدعی پایان دهنده به خرده روایت ها و روایت های جزء نگر می باشد ، چه پایانی از نوع متعارف و چه از نوع غیر معمول و بیرون از عادت بشری .

روایت های خرد از به هم پیوستگی در گذشته های به فرهنگ رسیده و خود را نیافته و در مجامعی که از ایجاد پروسه های فرهنگی دم می زنند خودداری می کند . اینکه یک جریان می تواند به صورت عملی در یک فرهنگ به وجود آمده انجام وظیفه نماید خود می تواند دالی شود و بر روی اینکه روایت خود را به عنوان یک فرهنگ که عرصه ی مناقشه و تبادل است صحه می گذارد .

نگرش در اکثر آرا این طور بوده که فرهنگ ها بر اکثر کارکردهای زبانی تاثیر داشته اند و اعتمادی که روایت خرد در اجرایی کردن کل روایت در دل مخاطب ایجاد کرده خود باعث به انتها کشیده شدن متن شده و متن را از فیلتر آسیب شناسی در محتوا ، در متن ، در روایت ، در ... آزاد ساخته و خود را در یک کنکاش فرامتنی یافته و در برهوتی که در متن ساخته می رود و بر نمی گردد . یکی دیگر از مهم ترین نکات مورد توجه عالمان پست مدرن توجه به دانش علمی است و اینکه چگونه دانش علمی می تواند موجب مشروعیت مساله گشته و خود را قابل اعتماد سازد . پس پست مدرن اینجا هم بین گفتمان علمی و گفتمان روایی یا داستانی تمایز قایل گشته حالا چقدر می تواند از توی این سنخیت ، تشابهش را بیرون بکشد گذر زمان است که همه چیز را مشخص می کند .

 

                                                                             احتمالا ادامه دا...

پا نوشت :

1 - پست مدرنیزم : طرحی نظری مارتین تراورس

2 - زیبایی شناسی انتقادی بنیامین ، آدورنو ، مارکوزه

3 - وضعیت پست مدرن ژان فرانسوا لیوتار

4 زیبایی شناسی و مدرنیسم گزیده هایی از نوشته های لیوتار ، مارکوزه ، هایدگر ، باختین ، کروچه ، سارتر ، لوکاچ ، فوکو ، سی سو ، بودریار ، بارت ، بلانشو ، یونگ و ...

و اما شعری از اسماعیل مهران فر

 

 

ولش کن

از سر به هوا رفته

از سر به هوایی که آفتابی است

مردی که پایان بریده دارد  وصله از دروغ گرفت

ولش کن

سرم به هوایی است که شعرم زنی برهنه دارد

زنی که روسری از آسمان گرفتی مردی از پشت پا دارد

زنی که به من پا داد از دستم داد

زدم به مادگیِ مفرطی که بلند  داشت

خودش را و اینها می کرد را

خودی که انعکاس محکمی از ما  بود

به آب برگشته بود

آب  ،  پیش من کسالت داشت

اتاقم را دورِ سری که دستمال بسته بود (این دیوار را کنار می گذارم)

تا شکل از دست داده ای گرفته یا نگرفته

قیافه ی بی برو برگردی که نجابت داشت

از وقتی روی سگش

رنگ باخته بود .

 

 

|+| نوشته شده توسط Esmaeill Mehranfar در 86/02/08 ساعت 9 |