سلام / يك هفته است كه كفاشي هم راه افتاده است . پست اول و دوم آن را به شعرهاي مهرداد فلاح اختصاص داده ام . البته هنوز به دومين قسمت آن نپرداخته ايم . براي رفتن به كفاشي اینجا را كليك كنيد .
و اين هم شعر .
هتل پشت بام
در قيد قرعه انگشت مي برم
بدهي دارم به انگشت / به انگشت هاي كشور دوست
نمي گذارد با زن كش بيايم به كشمكش ام خوش بيايم
تاب بر مي دارد تلو تلو
كمي از اين قواره را عقب جلو كنم ؟
اين دوستت دارم خوش بافت نيست / بيرونم زده
پله كاني است بيا بالاتر
بزنم كنار با نرده استراحت كنم
سر حالي ام را به پشت بام
باز از خودم بكنم گره بزنم
بستگي كنم با طناب
با تو با كشور دوست راحتم بكنم
بتكانم لباسي زير نا امني ات را تابستاني كنم
و از اين پشت بام عمومي شوم
( با هر كه در توجه ام چشم مي پراكند اينطوري ام )
شركت در كودكي ام مي كنم / وسطي مي كنم
با هر كه در جمعه هايم تعطيل است
دزديده ام به دزدان محل حال داده ام
زن دزديده ام حسابي به فعل مربوطم حال اضافه كرده ام
يك خانه هر خانه با چهارخانه پوشيده ام
اما نمي گذارد كش بيايم به كشمكش ام خوش بگذرد
كه از دريچه هاي رطوبت گيلاني شوم
لهجه ام با ارتباط برقراري كند
بگذارد دست روي دست وسطي كنم ..
سياهكل / هنوز
