ببخشید من رو ، پستی که گذاشته شده بود به علت
ادیت موقتا حذف گردیده در بیشتر دعوت هایم دعوت به
خوانش دو کار کرده بودم که امیدوارم به بزرگی تان
مرا ببخشید حالا بیایید و این غزل را بخوانید جای دوری
نمی رود - جبران می کنم به خدا .
تقدیم به آنهایی که درون پرانتزند !
۰
۰
۰
تو روی این تشک ات ، کم کم از خودت دوری !
شبیه یک زن هم خوابه ای که مجبوری >
که مثل واژه ی انکار در تنت باشی
از اینکه مال منی فکر می کنی دوری
به پشت پا بزنم ! فکر کن نمی فهمم !
به پشت پا زدنم می روی که اینجوری >
کسی تو را به خودش راه می دهد کم کم
و می برد به خودت بی دلیل و منظوری >
تو را به مز مزه هایم چه قول می دادند
چرا قبول کنم بی نمک ترین شوری
پرنده ای ! به تو این وصله را نمی چسبم
همیشه می پری از دست من ، نمک کوری !
